مقدمه
مایکل جوزف جكسون، موسیقی دان، سرگرمیساز و بازرگان آمریکایی فرزند هفتم خانواده جكسون بود. وی فعالیت حرفهای خود را در عرصه موسیقی از سن ۱۱ سالگی بعنوان یکی از اعضای گروه جكسون فایو آغاز نمود. در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تک خوان شروع کرد. او را سلطان پاپ مینامند.
در اوایل دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی مردمی و اولین سرگرمی ساز آمریکایی آفریقایی تبار شناخته شد که موج قدرتمندی را بنیانگذاری نمود كه آغاز این موج از شبکه MTV بود. جكسون با اجراهای خارق العاده روی صحنه و موزیک ویدیوهای فوق العاده اش به محبوبیت چشمگيری دست يافت.
او توسط بنیاد خیریه خود و پشتیبانی ۳۹ جنبش خیرخواهانه مردمی، میلیونها دلار برای اهداف خیریه وقف و جمع آوری کرد. با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او همچون ظاهر در حال تغییر و رفتارش، سبب ایجاد جنجالهای غرض ورزانه ای شد که به چهره مردمی او صدمه زد. او در سال ۱۹۹۳ متهم به سوء استفاده جنسی از کودکان شد. اما پلیس تحقیقات جنایی را به دلیل عدم وجود شواهد کافی متوقف نمود و جكسون هرگز دستگیر نشد. پس از آن او در حالی كه متاهل بود ازدواج کرد و پدر سه فرزند شد. تمام این مسايل جنجال ایجاد می نمود.
از اوایل دهه نود نگرانی هایی درباره وضعیت سلامتی او وجود داشت و از اواخر دهه نود اخبار ضد و نقیضی درباره وضعیت مالی این خواننده گزارش میشد. در سال ۲۰۰۵ جكسون بدلیل اتهامات مربوط به سوء استفاده جنسی و چند اتهام دیگر محاکمه گرديد ولی با كمال تعجب تبرئه شد.
از دستاوردهای دیگر او میتوان به ثبت رکوردهای بیشمار در لیست رکوردهای جهانی گینس، از جمله عنوان "موفق ترین سرگرمی ساز تمام دوران ها" اشاره کرد. در صنعت موسیقی جایزه ای نمانده که جكسون به خانه نبرده باشد. همچنین او یک تاجر بسیار زیرک است. بسیاری او را یک نابغه در تجارت توصیف کردهاند كه هیچ هنرمندی از نظر وسعت توانایی کنترل امور مالی و تجاری با او قابل مقایسه نیست. تقریبا چهار دهه است که کنکاش های بسیار موشکافانه در زندگی خصوصی جكسون همراه با دوران فعالیت درخشانش، او را جزئی از فرهنگ مردمی کرده است. او به عنوان یکی از مشهورترین مردان جهان شناخته میشود.
اوایل زندگی
مایکل جوزف جكسون در تاریخ ۲۹ آگوست ۱۹۵۸، در شهر گری، ایندیانا (شهرک صنعتی در نزدیکی شهر شیکاگو) در خانوادهای از طبقه کارگر متولد شد. پسر جوزف والتر «جو» و کاترین اسکروز استر، او هفتمین فرزند از ده فرزند است. خواهران و برادران او ربی، جکی، تیتو، جرمین، لاتویا، مارلون، رندی و جنت هستند. پدرش در استخدام معدن آهن بود و اغلب با برادرش لوتر در یک گروه موسیقی اجرا میکرد. مادر مذهبی جكسون، فرزندش را با باورهای فرقه یهوه تربیت کرد.
جكسون از اوایل دوران خردسالی مورد سوء استفاده جسمی و روحی پدرش قرار داشت. او کار بی وقفه، شلاق و کلمات رکیک را تحمل میکرد. این سوء استفاده ها، زندگی او را در بزرگسالی تحت شعاع قرار داد. یک شب وقتی جكسون خواب بود، پدرش از بیرون خود را به پنجره اتاق خواب او رساند و در حالی که ماسک ترسناکی بر چهره داشت با جیغ و فریاد وارد اتاق شد. پدرش گفت که می خواسته به فرزندانش یاد بدهد که هنگام خواب پنجره اتاق خواب را باز نگذارند. اما تا سالها بعد از آن، کابوس دزدیده شدن از اتاق خواب جكسون را رها نکرد.
او گفت که در کودکی اغلب از تنهایی میگریسته و گاهی اوقات با دیدن پدرش بیمار میشد یا حالت تهوع به او دست میداد. در مصاحبه بسیار معروف دیگری به نام زیستن با مایکل جكسون در سال ۲۰۰۳، او در حالی که در باره سوء استفادههای دوران کودکی اش صحبت میکرد چهره خود را با دستهایش پوشاند و گریست.
جكسون خیلی زود استعدادش را در موسیقی بروز داد، او در سن پنج سالگی در حضور همکلاسیها و حضار دیگر به مناسبت کریسمس اجرا میکرد.
شروع اعمال جراحی
در سال ۱۹۷۸، وقتي مايكل 20 سال بيشتر نداشت در نقش مترسک در یک فیلم موزیکال به ایفای نقش پرداخت. در سن 21 سالگی، بینی جكسون در یکی از تمرینات پیچیده رقص شکست. عمل جراحی بینی در نتیجه این حادثه انجام شد كه موفقیت آمیز نبود و جكسون از مشکلات تنفسی که میتوانست فعالیت حرفهای او را تحت تاثیر قرار دهد رنج میبرد. او به دکتر استیو هوفلین متخصص عمل راینوپلاستی معرفی شد كه به دنباله عمل اول، جراحی های متعددی روی بينی مايكل صورت گرفت.
زندگی او در سن 24 تا 27 سالگی (۱۹۸۲ــ ۱۹۸۵)
فیلم مستندی توسط مایکل جكسون و دوستش تهیه شد. این دوره شاهد ظهور محصولات جدیدی مانند عروسک های مایکل جكسون به قیمت دوازده دلار بوديم. او فعالیت تجاری اش را در همین دوره شروع کرد.
در ۲۵ مارس ۱۹۸۳، او برای اولین بار در یک اجرای زنده تلویزیونی امضای هنریش را به نمایش گذاشت. مون واکی (امضای هنری مايكل) که او به شهرت رساند، استعارهای از سبک رقص اوست.
در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۴ جكسون دچار یک بد اقبالی شد. ضمن ساخت یک فیلم تبلیغاتی برای پپسی کولا در سالن نمایش بزرگ شراین در لوس آنجلس، موهای او بر اثر خطا در عملیات آتش بازی آتش گرفت و پوست سرش دچار سوختگی درجه سه شد. این حادثه در برابر چشمان سالن لبریز از جمعیت که برای بازسازی یک کنسرت آنجا گرد آمده بودند اتفاق افتاد. شرکت پپسی خسارت این حادثه را خارج از دادگاه پرداخت و جكسون یک و نیم میلیون دلاری را که به او پرداخت شده بود به «مرکز سوختگی مایکل جكسون» اهدا کرد. اندکی پس از آن، سومین جراحی پلاستیک روی بینی جكسون انجام شد و او خود آگاهانه تر درباره ظاهرش رفتار کرد.
زندگی او در سن تا 32 سالگی شایعات و جنجالهای رسانهای، جلوه ظاهری بد
در ۱۹۸۶، رسانههای شایعه پرداز، داستانی منتشر کردند که ادعا میکرد جكسون برای حفظ جوانی در زیر چتر اکسیژن پر فشار میخوابد: تصویری از او، درحالی که زیر یک جعبه شیشهای دراز کشیده بود همراه با خبر منتشر شد. با وجود اینکه این ادعا نادرست بود، جكسون خود به این داستان جعلی پر و بال داد. او در حال تبلیغات برای فیلم جدیدش «کاپیتان EO» بود و میخواست تصویری علمی تخیلی از خود ارائه دهد. او برای پیدا کردن ظاهری عضلانی، یک فرو رفتگی روی چانه اش قرار داد. سپس در فیلم سه بعدی «کاپیتان EO» به ایفای نقش پرداخت. این فیلم گران ترین فیلم کوتاه در آن زمان بود، و بعدا جزئی از پارکهای تفریحی دیزنی شد.
جكسون یک شامپانزه دست آموز بنام بابلز خرید و با او دوست شد. این رفتار جنبهای غیر متعارف از شخصیت او را نشان میداد. بعدها جكسون ادعا کرد که بابلز از دستشویی او استفاده میکرد و اتاق خوابش را تمیز مینمود. بعدا گزارش شد که جكسون استخوانهای مرد فیل نما را خریداری کردهاست. این خبر کذب بود، اما داستانی بود که باز خود جكسون در اختیار رسانههای شایعه پرداز قرار داده بود. این داستانها الهام بخش ساخت لقب توهین آمیز "جکوی خل و چل" (Wacko Jacko) شد. این لقب در سال بعد به گوش جكسون رسید و در نهایت برای او بسیار بسیار ناخوشایند بود. او با فهمیدن اشتباهش از درز دادن داستانهای ساختگی به رسانهها دست برداشت. اما به خاطر سودی که به جیب رسانهها سرازیر میشد، آنها خودشان شروع به انتشار داستانهای ساختگی کردند.
پوست جكسون در تمام دوران کودکی و نوجوانی اش به رنگ قهوهای متوسطی بود، اما از اوایل دهه هشتاد، رنگ پوست او روشن تر شد. این تغییر بطور وسیعی تحت پوشش رسانهها قرار گرفت، از جمله شایعههایی که ادعا میکردند جكسون پوست خود را سفید میکند. در اواسط دهه هشتاد، تشخیص داده شد که جكسون مبتلا به ویتیلایگو (همان بیماری لک و پیس است که در آن سلولهای بعضی از قسمتهای پوست رنگیزه ی خود را از دست می دهند و درمانی هم ندارد و معمولا برای درست کردن ظاهر به روش های مختلف رنگ بقیه پوست را هم از بین می برند) و لوپوس (نوعی بیماری پوستی که در آن معمولا قسمت هایی از پوست صورت مانند صورت گرگ تغییر رنگ می دهد و عوارض دیگری چون التهاب مفاصل را هم به دنبال دارد) خفیف است، اما هر دوی این بیماریها او را حساس به نور خورشید میکنند. شیوه درمانی که جكسون برای این بیماریها استفاده میکند باعث روشن تر شدن پوست او میشود، و با گریم پن کیکی که برای پوشاندن لکهها و یکدست کردن رنگ پوستش اجرا میشود، پوست او میتواند خیلی روشن به نظر برسد. شکل چهرهاش هم تغییر کرده است؛ چند جراح نظر دادهاند که او چند عمل جراحی بینی، جراحی پیشانی، نازک کردن لب و یک جراحی گونه را پشت سر گذاشتهاست. تغییرات چهره او تا قسمتی بخاطر کاهش وزن شدید بود. در اوایل دهه هشتاد بدن جكسون بخاطر تغییر در رژیم غذایی و تمایلش برای داشتن «بدن یک رقصنده» قلمی تر شد. شاهدان اظهار کردهاند که جكسون اغلب سرگیجه داشت و به نظرشان او در مورد چگونه به نظر رسیدن بدنش وسواس پیدا کرده بود؛ برخی افراد حرفهای در زمینه علم پزشکی بطور علنی بیان کردهاند که طبق عقیده آنها خواننده سندروم دیسمورفی بدنی دارد، شرایط ذهنی که در آن بیمار نمیداند دیگران درباره او چه نظری دارند.
در 30 سالگی او اولین زندگینامه به قلم خود را نوشت، که تکمیلش چهار سال به طول انجامید. جكسون از دوران کودکیاش، تجربیاتش در جكسون فایو و سوء استفادهایی که در دوران کودکی از آن رنج برد، سخن گفت. او همچنین درباره جراحی پلاستیک صحبت کرد، و گفت که او دو جراحی روی بینی اش انجام داده و یک فرورفتگی هم روی چانه اش ایجاد کردهاست. در کتاب، او تغییر شکل چهره اش را بر اثر بلوغ، کاهش وزن، رژیم غذایی منحصر به سبزیجات، تغییر در مدل مو و نورپردازی صحنه دانست. کتاب او در مکان اول لیست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار گرفت. این موسیقیدان سپس فیلمی بنام Moonwalker (ماه پیما) منتشر کرد، که حاوی پشت صحنه، موزیک ویدئو و یک فیلم مستقل، که جكسون و دوستش در آن ایفای نقش نمودند بود.
در مارس ۱۹۸۸، جكسون زمینی در نزدیکی سانتا ینز، کالیفرنیا، خریداری کرد تا ملک نورلند (Neverland) خود را با هزینهای معادل ۱۷ میلیون دلار در آنجا بسازد. وسعت این ملک شخصی ۱۱ کیلومتر مربع است، جكسون نورلند را با چندین چرخ فلک، یک باغ وحش غیر متعارف، یک سالن سینما و چهل نگهبان تکمیل کرد. در سال ۲۰۰۳، این ملک را ۱۰۰ میلیون دلار ارزش گذاری کردند. کمی بعد، جكسون اولین غربی بود، که در یک تبلیغات تلویزیونی برای تلویزیون روسیه ظاهر شد.
موفقیت جكسون باعث شد که لقب سلطان پاپ را دریافت کند، عنوانی که ایدهاش از الیزابت تیلر، بازیگر و دوست جكسون آمد، تیلر هنگامی که جایزه «هنرمند» دهه را در ۱۹۸۹ به او تقدیم میکرد، این لقب را به او داد .
زندگی او در سن 33 تا 34 سالگی
جكسون بنیاد Heal The World (دنیا را شفا بده) را در ۱۹۹۲ بنیانگذاری کرد. سازمان خیریهای که کودکان بی بضاعت را به ملک جكسون میآورد، تا از پارک تفریحی که جكسون بعد از خرید ملک در آنجا ساخته بود بطور رایگان استفاده کنند. این بنیاد همچنین میلیونها دلار برای کمک به کودکان بیمار و جنگ زده به نقاط مختلف کره زمین فرستاد. جكسون در ۶۷ کنسرت برای ۳٫۶ میلیون نفر برنامه اجرا کرد. تمام درآمد حاصل از این کنسرتها به بنیاد هیل- د- ورلد منتقل، و باعث جمع آوری میلیونها دلار برای کمک به مردم شد. جكسون سپس به جلب توجه عموم به HIV/AIDS کمک کرد، بیماری که در آن زمان هنوز جنجال برانگیز بود. او در مراسم آغاز ریاست جمهوری بیل کلینتون بطور علنی تقاضا کرد که بودجه بیشتری برای کمک به بیماران مبتلا به ایدز و تحقیقات مربوط به این بیماری اختصاص داده شود.
در یک بازدید مشهور از آفریقا، جكسون از چند کشور بازدید به عمل آورد، که گابون (سرزمین مادری او) و مصر در میان آنها بودند.
زندگی او در سن 35 تا 36 سالگی اتهامات سوء استفاده جنسی و ازدواج
در فوریه ۱۹۹۳، جكسون در مصاحبهای با اپرا وینفری به مدت ۹۰ دقیقه شرکت کرد، اولین مصاحبه او از سال ۱۹۷۹. هنگامی که از سوء استفاده پدرش از او در دوران کودکی صحبت میکرد عضلات چهرهاش منقبض میشد; او شایعات اخیر در مورد خودش و همچنین نظرات مربوط به اینکه او پوستش را سفید کرده را منتفی دانست، و برای اولین بار تصدیق کرد که مبتلا به ویتیلایگو است. این برنامه چهارمین برنامه پر بیننده غیر ورزشی در تاریخ آمریکا شد.
جكسون توسط پسری ۱۳ ساله بنام جوردن چندلر و پدرش ایوان چندلر به سوءاستفاده جنسی از کودکان متهم شد و رابطه دوستی بین جكسون و ایوان چندلر فرو پاشید.
تحقیقات رسمی شروع شد، مادر جردن چندلر مصر بود که خطایی از طرف جكسون نبودهاست. بچهها و تعداد زیادی از خویشاوندان، اینکه او بچه باز باشد را مصرانه رد کردند. وضعیت جكسون وقتی بدتر شد که خواهر بزرگترش لاتویا جكسون او را به بچه باز بودن متهم کرد، بیانیهای که خواهرش بعدا پس گرفت.
جكسون برای مقابله با استرس اتهاماتی که به او وارد شده بود، شروع به استفاده از مسکن ها، والیوم، زاناکس و آتیوان کرد. تا پاییز ۱۹۹۳، جكسون به داروها اعتیاد پیدا کرده بود. وضعیت سلامتی جكسون تا حدی به وخامت گذاشت که او یاد آوری تور جهانی خود را کنسل نمود و چند ماهی به یک مرکز درمان اعتیاد رفت. استرس اتهامات باعث شد که جكسون از غذا خوردن دست بردارد، و وزن بسیار زیادی از دست بدهد. بخاطر سلامتی در حال افول او، دوستان و مشاوران قانونی کنترل روند دفاع و اوضاع مالی او را بر عهده گرفتند; آنها از او میخواستند که به توافق خارج از دادگاه جواب مثبت دهد، چون باور داشتند که در صورت برگزاری جریان طولانی مدت دادگاه ها، جكسون دوام نخواهد آورد.
واکنش رسانههای شایعه پرداز به اتهامات مطرح شده، جكسون را در شرایط نامطلوبی قرار داد. در یک ژانویه ۱۹۹۴ جكسون با خانواده ی چندلر و تیم حقوقی آنها به مبلغ ۲۲ میلیون دلار در خارج از دادگاه به توافق رسید. بعد از توافق، جردن چندلر از همکاری با تحقیقات جنایی پلیس خودداری نمود. جكسون هرگز دستگیر نشد و پرونده با اعلام این که شواهد کافی در دست نیست بسته شد.
بعدا در همان سال، جكسون با خواننده و ترانه نویس لیزا ماریا پرسلی دختر الویس پرسلی، به طور خصوصی ازدواج کرد. آنها کمتر از دو سال بعد از یکدیگر جدا شدند، آنها دلیل جدایی را اختلافات غیر قابل حل اعلام کردند و ارتباطشان دوستانه باقی ماند.
زندگی او در سن 37 تا 41 سالگی ازدواج دوم و پدر شدن
جكسون با پرستار متخصص پوست، دبورا جینی رو "Deborah Jeanne Rowe" ازدواج کرد و از او صاحب یک فرزند پسر، بنام مایکل جوزف جكسون پسر و یک فرزند دختر، بنام پاریس مایکل کاترین جكسون شد. این زوج در سال ۱۹۹۹ از یکدیگر جدا شدند، دبی رو علت جدایی را غیر قابل تحمل بودن تلاش بی وقفه ی رسانهها در تحت نظر گرفتن زندگی خصوصی جكسون برای او اعلام کرد و در ادامه گفت که به جكسون علاقه ی بسیاری دارد و برای او هر کاری میکند. رو حضانت کامل فرزندان را به جكسون داد.
زندگی او در سن 42 تا 44 سالگی فرزند سوم
در ۲۰۰۰، به علت اینکه جكسون بیشتر از هر سرگرمی ساز یا شخصیتی از رویدادهای خیریه حمایت کرده است، رکورد دیگری در رکوردهای جهانی گینس به نامش ثبت شد.
سومین فرزند جكسون، پرنس مایکل جكسون دوم (معروف به بلنکت)، در سال ۲۰۰۲ متولد شد. جكسون هویت مادر او را فاش نکرد، اما گفت که تولد فرزند در نتیجه لقاح مصنوعی از سلولهای اسپرم خود او بودهاست.
زندگی او در سن 45 تا 49 سالگی اتهامات بعدی سوء استفاده جنسی
در ۲۰۰۳، جكسون به هفت مورد تجاوز به کودکان و دو مورد اقدام به کاربرد عامل مست کننده برای تسهیل اقدام به جرم مذکور متهم شد. تمام اتهامات در ارتباط با پسری بود که در زمان وقوع اتهامات وارد شده زیر ۱۴ سال سن داشت. کمی قبل در همان سال، مستندی بنام زیستن با مایکل جكسون ساخته شد .
جكسون اتهامات مطرح شده را رد نمود، در روند تحقیقات، وضعیت سلامتی جكسون توسط یک متخصص سلامت ذهنی بنام دکتر استن کاتز بررسی شد; او چند ساعت را نیز به بررسی وضعیت شاکی گذراند. از نظر کاتز ، جكسون در حد یک کودک ۱۰ ساله به عقب برگشته بود و وضعیت روانی اش با وضعیت روانی یک بچه باز مطابقت نمیکرد.
در جریان دادگاهی که در شرف وقوع بود، جكسون به مورفین و دمرال وابسته شد، که کمی بعد بر آنها غلبه کرد. در طول جریان دادگاه، جكسون برای بار دیگر از بیماریهای وابسته به استرس رنج برد و وزن زیادی را از دست داد، که باعث تغییر در ظاهرش میشد. در ماه جون، جكسون از تمامی اتهامات تبرئه شد. بعد از پایان جریان دادگاه، جكسون به عنوان مهمان شیخ عبدالله پرنس بحرین، به جزیره بحرین در خلیج فارس نقل مکان کرد.
یکی از اولین موقعیتهایی که جكسون بعد از جریان دادگاهش در عموم ظاهر شد، بازدید او از دفتر رکوردهای جهانی گینس در لندن مصادف با نوامبر ۲۰۰۶ بود. در آن بازدید هشت رکورد برای او ثبت شد، که «اولین سرگرمی ساز با درآمد بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در سال» و «موفق ترین سرگرمی ساز تمام دوران هاً در میان آنها بودند.
سبک آوازی
در میانه دهه هفتاد، خواننده یک «سکسکه آوازی» اختیار کرد. هدف سکسکه چیزی شبیه به فرو کشیدن هوا یا نفس نفس زدن بود. در ۱۹۹۳، جكسون برای اولین بار در مصاحبه با اپرا وینفری نشان داد که چگونه از دهان و حنجره اش به عنوان ساز موسیقی (جعبه ریتم) استفاده و بدین وسیله آهنگها را پایه گذاری میکند.
مرام و تاثیر
در ۱۹۸۴، نام جكسون بطور رسمی در قدمگاه مشاهیر هالیوود ثبت شد. جكسون اثر برجستهای بر موسیقی و فرهنگ سراسر جهان گذاشتهاست. او در آمریکا تبعیضهای نژادی را فرو پاشید، هنر موزیک ویدئو را متحول کرد، و راه را برای موسیقی پاپ مدرن هموار نمود.
کل در آمدهای او در طول زندگی اش، ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زده شدهاست. در ۲۰۰۶ اعلام شد که جكسون در طول زندگی اش بیش از ۳۰۰ میلیون دلار وقف خیریه نمودهاست. او تا به حال به هر نوع کار خیریه ای دست زده است . در سالهای اخیر او به عنوان یکی از معروف ترین مردان جهان شناخته شدهاست.
مرگ مايكل جكسون
او در پنجاه سالگی به طرز مشكوكی در يكی از خانه های اطراف شهر جان باخت. پزشكی قانونی علت مرگ را مصرف بيش از حد مواد مخدر دانست و افزود كه هشت هفته تا اعلام نتيجه نهايی سم شناسی زمان لازم است.
پزشك مايكل می گويد: "به او گفته بودم مصرف مواد و رقص های شديد برای سلامتی شما مناسب نيست."
مرگ مايكل هنوز در حاله اي از ابهام است.
نوشته شده توسط نیما |
لينک ثابت
|88/04/05|
|